۱۳۹۴ اسفند ۶, پنجشنبه

بیست یکمین سالروز رهبر شهید مزاری




نخست از همه درود بر روان پاک شهدای افغانستان به ویژه رهبر شهید استاد مزاری .
شهید که عروج آفتابی اش از دل صخره ها و دشت های کویر چهارکنت با مجاهدت ، رشادت ، صداقت و قیادت آغاز شد و تا آنجا پرتو انداز گردید که توده های محروم و سرماخورده چنیدین قرن را با گرمی خونش به جنب و جوش آورد .
شهید که تا پایان عمر فریاد برادری ، برابری و احترام به انسانیت در پرتو قانون عدل الهی از حلقومش در همه حال و در همه جا طنین انداز بود او وحدت وهم پذیری را یگانه راه میدانست که به وادی سعادت منتهی میشود. او تعهد ، دینداری ، امانت داری و وفاداری را نسبت به مردمش یکی از ارزش های والای خود و انسانیت میپنداشت .
برهان این مدها همان جمله معروفش هست که قبل از آمدن طالبان در کابل برای مردم کابل و غیره گفته بود : که من آرزو دارم خونم در جمع شما بریزد یعنی تا پایان عمر شمارا در میان این همه نابرابری ها رها نمی کنم یا به ساحل میرسیم ( رسیدن توده محروم به حقوق حقه شان در کشور ) یا غرق دریا میشوم ( که همان مرگ سرخ بهتر از زندگی ننگین است ) و خداوند به خواستش لبیک گفت به مقام ( عنده ربهم یرزقون ) رسید و خط مش اوراه گشای توده های در بند کشیده توسط جباران عصر گردید .
گرچه مرگ سرخ ( شهادت ) واژه افتخار است بر صفحات تاریخ اما : حامل میطلبد که با قلم این واژه زیبا و سنگین را بر شانه های تاریخ حمل کند تا با مرور زمان از اذهان مردم زدوده نشود . چنانچه بزرگترین مجاهدت و شهادت ها عنقریب به فراموش خانه های که از خشت تعصب اعمار گردیده سپرده میشود .
نمونه اش قیام آزادی بخش که از سرزمین این بزرگمرد ( مزاری ) و آزاد مردان دیگر چهارکنت آغاز و به پیروزی وطن منجر شد امروز که همه جا باران آبادی میبارد و سبزه روئیده است ولی آن سرزمین شهید پرور هنوز مانند فصل خزان است که نه آبادی دارد و نه هیچ راهی با آن منتهی میشود تا آثار توجه دولتی که خوانبهای شهیدان است بوده باشد .
از این لحاظ سوال میشود بعد از مزاری چه باید کرد ؟ آیا 22 حوت را فقط تجلیل کرد ؟ ! یا هر سال یک همایش زود گذر که چند روز بعد فراموش همه میشود برگذار کرد ؟ و یا اینکه راه کاری های دیگری هم وجود دارد که نام و یاد شهید مزاری را به جاویدانگی میکشاند ؟ جواب روشن است به مضمون این شعر زیبا که میفرماید :
آخر ز صفحه تاریخ محو میشود
هر ملتی که صاحب قلم نداشت
لذا از همه کسانی که سنگ محبت مزاری را در سینه میزنند تقاضا دارم که به هر صورت ممکن اندیشه ها و ایده های مزاری را بر دل تاریخ نقش کنند تا به جاویدانگی رسد و تکیه گاه باشد برای نسل های بعدی.